محمد خوانسارى

278

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

البته اعتبار و ارزش اين مواد يكسان نيست . و برحسب اينكه چگونه ماده‌اى در قياس به كار رود ، صناعات خمس بوجود مىآيد . اين موادّ مختلف عبارت است از : 1 محسوسات . 2 - اوّليّات يا بديهيّات اوليّه يا ضروريّات . 3 - مجرّبات يا تجربيّات . 4 - متواترات . 5 - حدسيّات . 6 - قضايائى كه حدّ وسط آنها با آنها است ( اين شش مادّه موادّ يقينى هستند و آنها را يقينيّات مىنامند . و كاربرد آنها در برهان است ) . 7 - مقبولات . 8 - وهميّات . 9 - مشهورات . 10 - مشبّهات . 11 - مظنونات . 12 - مسلّمات . 13 - مصادرات . از آنجا كه تصديقات مكتسب ، بوسيلهء اقوال جازمه است ، اقوال جازمه‌اى كه مفيد قولى جازم يقينى باشد ، يعنى به نتيجه‌اى يقينى منجرّ شود ، برهان نام دارد . و آنچه مفيد رأيى مشهور يا مقتضى الزامى باشد جدل است . و آنچه مفيد اعتقادى جازم و غير مطابق باشد مغالطه يا جدل است . و آنچه مفيد اعتقادى غير جازم باشد خطابه است . و آنچه مفيد تخييل باشد شعر است . جملهء اقوال جازمه كه در علوم و محاورات به كار مىرود ، به اعتبار موادّ ، يكى از اين پنج قسم است . و هرقسم از اين انواع نيز خود مشتمل بر اصناف بسيار است . و تعلّم هريك از اين انواع پنجگانه و اصناف آنها صناعتى است خاص . مواضعه وضع ، تواطى ، قرارداد . ( - تواطى ، وضع ، و دلالت وضعى ) . « و آن امر را به مواضعه و تواطى تعلقى نبود و به اين سبب در لغات مختلف نشود » ( اساس ، ص 65 ) . موجّهه ( - ص 170 ) . موصول ( - قياس مركب موصول ) . موضوع 1 - يكى از دو جزء قضيه ، و آن آن جزئى است كه جزء ديگر بدان اسناد داده شده است . و بعبارت ديگر موضوع آن است كه چيزى را براى آن اثبات كرده باشيم ، يا از آن سلب كرده باشيم . مانند « خدا » در قضيهء « خدا دانا است » و « خدا عاجز نيست » . در بين اقسام سه‌گانهء لفظ مفرد ، تنها اسم شايستهء آن است كه موضوع واقع شود .